نه میگریم ،نه می خندم به حالت
که درد بیکسی دهد مجالت
اگر بینم روزی حال دلت را
زنم برسینه با تیغ ملامت

***********
تو چگونه آمدستی که چنین شکسته هستی؟
زکدام ملامت آخر تو خجل به ره نشستی؟
منم آن شکوفه تر که زتو باد بهاری
شده ام خسته ومهجور زکف بی اعتنایی

***********
مرا بی سرو سامان توکردی
مرا بی خانه و ویران توکردی
توگفتی که خود عاشقی اما،
مرااز دردها درمان نکردی

 

کمی ایراد وزنی دارد .ببخشید



تاريخ : 89/04/06 | 8 | نویسنده : منا |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.